یکشنبه ۴ تیر ۱۳۹۶ ساعت 19:15 توسط احسان ایمانی
|
وسواس شستشو معمولا به دو شکلِ تردید در مورد تمیزی و تحملناپذیری این تردید ظاهر میشود. فرض کنید مجبور شدهاید دستتان را در جایی تاریک با فشار آب کم بشویید، اما همین که شستن دستها تمام میشود این تردید مثل خوره به جانتان میافتد که دستتان را خوب نشستهاید، حال آنکه سرسختانه باور دارید ادامهی زندگی شما به شستشوی بیکم و کاست دستها بستگی دارد. چه احساس آزاردهندهای است مگر نه؟! این دقیقا همان تردید جانفرسایی است که مبتلایان به وسواس شستشو شب و روز با آن دست و پنجه نرم میکنند. فرد بیمار برای اینکه از شر این تردید خلاص شود، عمل شستن را به دفعات زیاد تکرار میکند و بهتدریج به مرحلهای میرسد که دیگر حاضر نیست دست از شستشو بردارد. اساسا وقتی فردی تسلیم این پنداشت میشود که باید فعل شستن را بدون نقص انجام بدهد، نگرانی پیرامون لزوم تمیزی کامل و نیاز به پرهیز از آلودگیها در ذهنش قوت میگیرد، تا آنجا که دیگر امکان تمیز شدن در حد لازم بهسادگی میسر نیست.
خیلی وحشتناک بود. میدونستم که تمیزم، اما همش فکر میکردم که شاید کاملا تمیز نباشم و واسه همین به شستن ادامه میدادم. این کار تقریبا یک ساعت طول میکشید. اونوقت اگه اتفاقی به چیزی برمیخوردم که به نظرم کثیف بود، دوباره مجبور میشدم عملیات شستشو رو از سر بگیرم. ولی انگار برخوردهای تصادفی با اینجور چیزای کثیف تمومی نداشت.
به گفتهی دکتر دین مَککِی، درمانگر بیمار فوق، این فرد که از قدرت آلودگیزدایی صابون ناامید شده بود، پس از مدتی به استفاده از پاککنندههای ضدعفونیکننده روی آورد. این بیمار در ابتدای درمان اصلا تصورش را هم نمیکرد که بهبود پیدا کند و حتی وقتی دکتر مَککِی گفته بود که وسواس شستشو با انجام تمرینات درمانی قابل بهبود است، با خنده جواب داده بود که خواهیم دید! این در حالی است که وضعیت او طیِ سه سال درمان تا حدی بهبود پیدا کرد که اکنون به روزی فقط سه مرتبه شستشوی دستها و هر بار فقط یک دقیقه رضایت میدهد.

برای ورود به کانال تلگرامی روانشناسی مثبت (shadzie@) همین جا کلیک کنید.