چهارشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۲ ساعت 5:23 توسط احسان ایمانی | 

شاید برای شما هم به دفعات پیش آمده که در یک لحظه احساس تنهایی عمیقی را حس کرده باشین. تنهایی که جنسش با همه تنهایی ها فرق کند. یک تنهایی از جنس اگزیستانسیال!!!

مرگ!! و دیگر ... تمام. نبودن، تنها ، در زیر خروارها خاک وسنگ، تنها  وتنها در دل خاک، سکوت محض.....

این تنهایی جنسی متفاوت از تمام تنهایی ها دارد.

مرگ هم از نظر ما تعریف مختلفی دارد. وقتی مرگ دیگران دور را تصور می کنیم ویا میبینیم تا وقتی که به نبودن یکی از اطرافیانمان (پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر، شوهر، فرزند و...) می اندیشیم و وقتی که دیگر خودمان نخواهیم بود، هر کدام حس متفاوتی را در ما ایجاد خواهد کرد.

اضطراب ناشی از چنین واقعه ای (مردن) در روانشناسی اگزیستانسیال (دکتریالوم) ، به اضطراب بنیادین تعبیر شده. اضطراب زیربنایی که همه افراد در اعماق وجود خود با آن مواجه اند. البته اگر نگاهی اگزیستانسیال (هست گرایی) داشته باشید. و در پس مرگ به دنیای دیگری قائل نباشید.

البته حتی اگر به آخرت هم معتقد باشید ولی آنرا عمیقا باور نکنید این اضطراب کم وبیش وجود خواهد داشت چون فضایی مبهم، نامعلوم ونامحسوس دارد.

اما حرکت بسوی خداوند و شناور شدن در مفاهیم عمیق هستی والهی و آموختن مفاهیم دینی(اسلامی) و مجهز شدن به عرفان عملی تحت نظر سالکان سیر الی الله و در راه فرآن کریم، پیامبران ، امامان  وشریعت حرکت کردن با تجهیز به عقل سلیم ، یکی از درمان ها (ابزارها)ی رهایی از چنین اضطرابی و چشیدن طعم خوش وصال است (انا لله وانا الیه راجعون) ومشتاق شدن برای رهایی است ونه اضطراب جدا شدن ورها شدن از خویشتن.

برچسب ها :

مرگ

،

روانشناسی

،

اگزیستانسیال

،

اضطراب

مشخصات
روانشناس خانواده امیدوار به آینده باشیم که تا امید هست زندگی جاری است.
این وبگاه فرصتی است برای باهم اندیشیدن و مشارکت.
فرصتی برای بیان دیدگاه های من وشما.