چند شب پیش با پدربزرگ جان نشسته بودیم و از حال وهوای دنیا صحبت می کردیم. حرف به نقطه آلودگی هوای تهران رسید. ایشان یک نکته ای را گفتن که خیلی برام جال آمد و همان موقع تصمیم گرفیتم در وبلاگ درجش کنم.
برچسب ها :
«این آلودگی هوا و این ذراتی که شما می بینی روی میز و تلویزیون و... اینها نشسته، در ریه ما هم پر از این الودگی ها، خوب خدا یک روز عذابش برای بنده هاش زلزله و سیل و... است یک روز هم میشه همین ذرات کوچولوی معلق در هوا. همیشه که نباید اتفاق عجیب وغریبی برای عذاب ما بیافته.!!!»
گفتم وقتی ما شهروندان بهم رحم نکنیم و وقتی هوای همدیگر را نداشته باشیم ومسئولیت باهم بودن و در کنار هم بودن (سوار بر کشتی) از داخل وخارج عوامل الهی هستند که ما اینکار را برای ما انجام بدهنمد. خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نخواهد داد مگر اینکه آنها خود بخواهند
امیدوار به آینده باشیم که تا امید هست زندگی جاری است.